عمر من غارت شد و غارتگر از من دور شد
من صبوری کردم و غارتگرم مغرور شد ...
این جهانی که همش مضحکه و تکراره!
تکه تکه شدن دل چه تماشا داره.

برای دیدن اثرای دیگه به ادامه مطلب برید...
بقیه ش
در گیر و دار مستی دیشب ربود از من دلی
چشمش گواهی می دهد ابروش حاشا می کند...
"تولد تولد تولدت مبارک...
...
....تا صد سال زنده باشی"
تولد شوهر خواهرم صدف جون!!!!!!!!!!!
و البته برادر زنم صدف جون!!!!!!!!!
تولدت مبارک![]()
اینم کیکش تا چش خواهرت که زن من باشه درآد![]()

صدف جون به ادامه مطلب برو تا هدیه ی منو ببینی![]()
بقیه ش
خلاصه ی کتابچه ی "هزارپایی با یک پای چوبی"
نوشته ی شهین دخت بهزادی:
البته خانوم ها و اقایون اگه قراره بد و بیراه بدین خواهشا به نویسنده بگین چون من هیچ کاره بیدم!!!
1)زن ها دو چیز رو هیچ وقت از یاد نمی برن.یکی لطفی که در حقشون کردی.و یکی هم شری که اونا نتونستن در حق تو بکنن!
2)مردا رو میشه تجزیه تحلیل کرد اما زن ها رو فقط میشه دوست داشت!
3)ثروتمند خسیس مثل گوسفند پرواریه که فقط بعد از مرگش میشه ازش استفاه کرد!
4)حد عشق دوست داشتن بدون حده!!!
5)وقتی تو زندگی به داشته هامون فکر می کنیم احساس خوشبختی می کنیم و زمانیکه به نداشته هامون می اندیشیم احساس بدبختی می کنیم پس باید بدونیم که خوشبختی ما بسته به تصورات ماست!
6)اگه نویسنده ها فقط چیزای لازم رو می نوشتن کتابها خیلی خوندنی تر و نازک تر و در نتیجه ارزون تر میشد!
7)بزرگترین شانس تاریخ نویس ها اینه که مرده ها نمی تونن اعتراض کنن!!!
8)وقتی مردی تصمیم می گیره ازدواج کنه باید گفت این آخرین تصمیمیه که خودش تو زندگیش گرفته!!!
9)درسته که قلب آدما زود میشکنه اما بزرگترین حسنش اینه که خیلی زود میشه تکه های اونو بهم چسبوند!
10)چرا مردا کمتر از زن ها به بهشت می رن؟ برای اینکه اگه همشون می رفتن بهشت جهنم می شد!
11)یک زن باهوش همیشه سعی میکنه خودشو از همسر مورد علاقه ش بی اطلاع تر نشون بده!
12)خانومی میگفت:تنها تسلی من از اینکه چرا زن خلق شده ام اینه که مجبور نیستم با زن دیگه ای ازدواج کنم!!!
13)بیشتر مردم جهان بدبخت هستن چون وقتی هم خوشبخت باشن باز دلشون می خواد خوشبخت تر بشن!!!
14)به عقیده ی آقایون بهترین زن اونه که شوهرش پس از ازدواج احساس نکنه که ازدواج کرده!!!
15)سایه های این جهان بزرگ از اونجایی بوجود می آد که همه ی آدما می خوان جای وسیع و آفتابگیر داشته باشن!!!
16)از ندونستن ها ناراحت نباشین! ندونستن فقط وقتی ننگه که با ثروت همراه باشه!!!
17)میگن خدا زن رو برای همراهی مرد آفرید که گاهی بتونه در کنار زن تنهاییش رو بهتر تحمل بکنه!!!!!!!!!!!!!
18)سیگار قاتلیه که تو جیب جا میشه!
19)نوزادان آنقدر به هم شبیه هستن که پرستار یه زایشگاه میگفت: از صبح تا حالا من این بچه رو به 12 تا پدر نشون دادم و همه شون با خوشحالی فریاد زدن:این بچه چقدر شبیه ماست درست مثل سیبی که دو نیم کرده باشی!!!
20)پول چیز مهمی نیست چون فقط دو دسته از مردم بهش فکر می کنن:1 اونایی که پول دارن 2 اونایی که پول ندارن!
21)زن یه نیم نگاه مردی رو که دوست داره به عشق مردی که دوست نداره ترجیح میده!
22)به عقیده ی پزشکان بیماری اعصاب یک بیماری موروثی ست با این تفاوت که به جای اینکه از والدین به فرزندان منتقل بشه از فرزندان به پدرو مادر منتقل میشه!!!
23)عشق محبتیه که تب داره!!!
24)طلاق مرخصی با استفاده از حقوق و مزایا برای مردهاست!
25)چهل سالگی پیری جوانی و پنجاه سالگی جوانی پیریه!
26)اگر کتاب زندگی چاپ دوم داشت هرگز نمیگذاشتیم این همه غلط چاپی داشته باشه!
27)اختلاف آدم پولدار با فقیر بر سر مسئله ی غذاست: آدم فقیر همش به فکر غذاییه که باید بخوره و آدم پولدار همش نگران غذاییه که خورده!!!
28)چرا با عقیده ی خانوما مخالفت کنیم؟ اگه یکم صبر کنیم خودشون تغییر عقیده میدن!
29)دوستی میون دو مرد زیباست اما دوستی میون دو زن معجزه ست!!!
30)زن ها همیشه نگران آینده شون هستن تا زمانی که شوهر می کنن اما مردا هیچ وقت نگران آینده شون نیستن تا زمانیکه زن می گیرن!
31)فرانسوی ها میگن "عشق یه نمی دونم چیه که نمی دونم از کجا می آد و نمی دونم آخرش چطور تموم میشه!"
32)بدترین مریض های دنیا پزشک ها هستن و بدترین پزشک های دنیا مریض ها!!!

برگشتم
با یه تصمیم
تو یه لحظه
آره
برگشتم
راستی چندتا عکس گرفتم
عکس خواستین ما هستیما
دنیای بچه ها رو داری....از وقتی یادم میاد این دوتا با هم بودن
برای دیدن بقیه ش برید به ادامه مطلب...
بقیه ش
....فقط نگاه کن....
خنده به این باحالی دیده بودی تا حالا؟
محوش شدم اساسی![]()

برای دیدن بقیه ش برید به ادامه مطلب...
بقیه ش

می توان همچون عروسک های کوکی بود
با دو چشم شیشه ای دنیای خود را دید
می توان در جعبه ای ماهوت
با تنی انباشته از کاه
سالها در لا به لای تور و پولک خفت
می توان با هر فشار هرزه ی دستی
بی سبب فریاد کرد و گفت:
"آه من بسیار خوشبختم"

![]() |
او نيمه شب چهارشنبه گذشته بهدنبال حمله سرنشينان يك خودروي پژو 206 در خيابان مجيديه، بهشدت مجروح شد و بعد از انتقال به بيمارستان دچار مرگ مغزي شد.
برادر محمد جواد: شب حادثه زماني كه جواد به همراه شوهر خواهرم براي پارك خودرو از خانه خارج شده بودند، چند جوان كه سوار بر يك خودروي پژو 206 بودند به آنها فحاشي كردند و در همين هنگام بين آنها درگيري لفظي پيش آمد....
بهدنبال اين درگيري، يكي از سرنشينان خودروي پژو كه چاقو در دست داشت، شوهر خواهرم را مجروح كرد و سوار بر خودروي خود پا به فرار گذاشت....
سيد جواد هم براي يادداشت كردن شماره پلاك خودرو و جلوگيري از فرار سرنشينان آن، به تعقيب اين خودرو پرداخت اما دقايقي بعد پيكر نيمه جان او كه 2 كوچه آنطرفتر از محل حادثه روي زمين افتاده بود توسط اعضاي خانواده پيدا شد....
بهدنبال اين حادثه، پيكر او به بيمارستان گلستان منتقل شد اما تلاش پزشكان براي نجات جان او بيفايده ماند و محمد جواد دچار مرگ مغزي شد....
وقتي پدر و مادرش از ماجرا باخبر شدند، درحاليكه بهدليل فوت او در شرايط روحي بسيار بدي قرار داشتند، تصميم گرفتند اعضاي بدن فرزندشان را به بيماران نيازمند اهدا كنند و به اين ترتيب، پيكر بيجان جواد براي انجام عمل جراحي به بيمارستان مسيح دانشوري تهران انتقال يافت....
برادر محد جواد : از آنجا كه اين حادثه در شب شهادت امام جواد ع رخ داده بود، پدر و مادرم تصميم گرفتند در راه رضاي خدا، اعضاي بدن برادرم را كه در سال سوم دبيرستان درس ميخواند، اهدا كنند....
وي افزود: آنها احساس ميكردند با اين كار روح جواد در آرامش خواهد بود و قلب او به تپيدن ادامه خواهد داد،بنابراين با اهداي اعضاي بدنش موافقت كردند....
با انتقال پيكر بيجان جواد 18 ساله به بيمارستان مسيح دانشوري، اعضاي واحد پيوند اين بيمارستان به سرعت دست به كار شدند و بعد از انجام آزمايشهاي لازم، تعدادي از بيماراني را كه از مدتها قبل در انتظار پيوند عضو بودند، به اين بيمارستان دعوت كردند...
مددكار واحد پيوند بيمارستان مسيح دانشوري در اين خصوص گفت: بعد از اعلام رضايت والدين محمدجواد براي اهداي اعضاي بدن فرزندشان، بعدازظهر يكشنبه گذشته در يك عمل جراحي، قلب اين پسر جوان به يك بيمار نيازمند اهدا شد و كليهها و كبد او نيز براي انجام عمل پيوند به بيمارستانهاي شيراز و ديگر بيمارستانها ارسال شد....
وي با بيان اينكه هماكنون حال عمومي بيماري كه پيوند قلب روي او انجام شده خوب است، تصريح كرد: همزمان با انتقال پيكر بيجان محمدجواد به بيمارستان، پيكر دختربچه 11 سالهاي نيز كه بر اثر تومور مغزي، دچار مرگ مغزي شده بود از شهرستان زنجان به اين بيمارستان انتقال يافت كه بعد از اعلام رضايت والدين او، در عمل جراحي همزمان يكشنبه گذشته، كبد، كليهها و پانكراس اين دختربچه نيز از بدن وي خارج و به بيماران نيازمند اهدا شد...
روحش شاد...یادش گرامی
البته ببخشید که وبلاگم جدیدا یکم غمگین شده...
چیزی سراغ ندارم که آنقدر وحشتناک باشد که بتوانم تو را به آن تشبیه کنم...تو مانند جنگلی زیبا و پر از دره ها شاخسارهایی هستی که باد در آن زمزمه می کند...جنگلی که مردم در سایه ی شاخسارهای آن می گردند و می چرخند و هرگز به انتهای آن نمی رسند و هنگامی که به قلب آن نزدیک می شوند،آن را سرد و نفوذ ناپذیر می یابند و وقتی عزم بازگشت می کنند،وای! در میان بوته ها و درختان محصور می مانند و دیگر راه فراری نیست...
تو مانند دشت های زیبا،نرم و درخشان،یخچال های مرتفعی هستی که برف تازه ی صبحگاهی ان را پوشانده باشد...برفی که به چشم،آسمانی می آید و زیر پا لغزنده و نرم،اما در دل سردش راه های پیچ در پیچ و شکاف های سیاه است که چون مردمان در ان فرو افتادند،برخاستن نتوانند...
24/12/1386 خورشیدی...
"درسته که رفیق نیمه راه من بودی اما.....
.....اونقدر دوست دارم که امیدوارم هرجا که هستی سالم و شاد باشی.....
.....شادی تو،شادی منه"
ستاره ها رو خط نزن
ستاره ها رو خط نزن
پایان جشن گریه شو
راهم بده به آسمون
بی من نرو...
با من بمون...
دستاتو می گیرم،نرو
من بی تو میمیرم،نرو
من بی تو میمیرم،نرو
تنها میشم بی تو،نرو
عاشق تر از پیشم،نرو
عاشق تر از پیشم،نرو
نرو...
دوست سپیده دیشب...دیگه نتونست ادامه بده...خودم تا آخرشو خوندم...ازش پرسیدم چرا؟چطوری؟...چیزی که گفت هم بیشتر سپیده رو داغون کرد هم منو خیلی ناراحت (تر)...گفت:چند وقتی میشد که تو کما بودُآخه تصادف کرده بود...البته تصادف که نمیشه اسمشو گذاشت....پرسیدم چرا؟...گفت:آخه خواهرش داشت تصادف می کرد اما اون خواهرشو هل داد و خودش...
بدون خداحافظی از اونجا دور شدم...همش تو فکر بودم...یه لحظه هم کار دوست سپیده از ذهنم بیرون نمی رفت
یه لحظه به حرفم فکر کن:دیگه تو این دوره زمونه کمتر کسی پیدا میشه که به خاطر زندگی یکی دیگه خودشو فدا کنه...نفسشو برای نفس کشیدن یکی دیگه قطع کنه...به خاطر دیدن دوباره ی دنیا برای یه نفر دیگه چشماشو واسه همیشه روی این دنیا ببنده...
امروز تشییع جنازه ش بود...بیچاره سپیده که حتی نتونست توی تشییع جنازه ی بهترین دوستش شرکت کنه...
خدایش بیامرزد...

...و اما
بریم سراغ اون یکی خبره...همون خبر خوبه...
اینجاست که شاعر میگه:
"تولد تولد تولدت مبارک"![]()
میییییییییییییییلیییییییییییییییییییییییکاااااااااااااااااااااااااااااا![]()
صد سال به این سال ها...
در ضمن خدا لعنتت کنه که من بدبخت نمی تونم بیام تولدت
اونوقت شماها میرید حالشو می برید
کوفتتون شه امیدوارم برق بره!!!
امیدوارم کیکت فاسد باشه همه برید بیمارستان
امیدوارم همه فیلم و عکساتون بسوزه![]()
و از همه مهم تر:
![]()
"امیدوارم خدا لعنتت کنه"![]()
![]()

نمی دانم که بی تو کیستم من...اگر روزی نباشی نیستم من...تو در چشم منی هرجا که هستم...تو را هرجا که هستی می پرستم...
امروز که محتاج توام جای تو خالی ست....فردا که میایی به سراغم نفسی نیست...در خانه کسی نیست...در آینه رفتم که بگیرم خبر از تو...دیدم که در آینه هم جز تو کسی نیست...
کاشانه نه آن بود که جمشید بنا کرد...ویرانه نه آن بود که چنگیز فرو ریخت...ویرانه دل ماست که به گوشه ی چشمت...صد ساله بنایم را یکباره فروریخت...
چه شیرین است وقتی دوستی از آسمان دهر تابنده ست...چه شیرین است وقتی زندگی خالی ز نیرنگ است...
من از چشمان خود آموختم رسم محبت را...که هر عضوی به درد آید به جایش دیده می گرید...
هیچ جز دوست در طریقت من نیست...گرچه در غمش تیشه ها به ریشه ی جان زد...
دلم می خواست دنیا رنگ دیگر بود...خدا،با بنده هایش مهربانتر بود...از این بیچاره مردم یاد می فرمود...
عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت،همه سهل است...تحمل نکنم بار جدایی...
برگ افتاد...نوشم باد...من زنده به اندوهم...ابری رفت...من کوهم: می پایم...من بادم: می پویم...در دشت دگر گل افسوس چو بروید...می آیم...می بویم...
هرگزم نقش تو از لوح دل وجان نرود...هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود...آنچنان مهر توام در دل و جان جای گرفت...که اگر سر برود مهر تو از جان نرود...
نغمه ی شوق پرستوهای شاد...خلوت گرم کبوترهای مست...نرم نرمک می رسد اینک بهار...خوش به حال روزگار...
قرن ما روزگار مرگ انسانیت است...سینه ی دنیا ز خوبی ها تهی ست...صحبت از آزادگی،پاکی،مروت،ابلهی ست...
نیمه ی هستی من،آیه ی تاریکی ست...که تو را در خود...تکرار کنان...به سحرگاه شکفتن ها و رستن های ابدی خواهد برد...
زندگی چون قفسی ست...قفسی تنگ...پر از تنهایی...و چه خوب است...لحظه ی غفلت آن زندان بان...بعد از ان هم پرواز...
تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم؟...شب از خیالت نمی برد خوابم...تو چیستی که من از موج هر تبسم تو...چون قایق سرگشته روی گردابم...
آری آری زندگی زیباست...زندگی آتشگهی دیرینه پا برجاست...گر بیفروزیش...رقص شعله اش از هر کران پیداست...ورنه خاموش است...خاموشی گناه ماست...
بعد از پراید حالا نوبت ۲۰۶ شد....خدا به داد بعدیش برسه

برای دیدن بقیه ش برید به ادامه مطلب...
بقیه ش
فرشته کوچولوی به قول خودش "عسیسم" و همه اونایی که سوال فرشته رو دارن عرض شود که ....
از گذشته های خیلی خیلی دور تا الان تو کشورهای کهن مثل هند/ایران/چین مردم اعتقاد داشتند که هر فردی با توجه به ماه تولدش سنگ خاصی داره که اگه مردم توانایی خریدش رو داشتن حتما سنگ ماه تولدشونو می گرفتند و مثل گردنبند یا انگشتر استفاده می کردند.اعتقاد بر این بوده که این سنگ ها موجب تمرکز حواس/موفقیت/جذابیت/قدرت تمرکز/ضد اضطراب و کابوس/تقویت انرژی های درونی/آرامش روح و و و (به سایتی که نوشتم برید) البته خیلی از ما ها که الان به این چیزا اعتقاد نداریم از جمله خودم این چیزا رو خرافات می دونیم اما....
......با توجه به کشف قدرت انسان در مقابل کائنات (مراجعه به مستند رازها) زیادم عجیب نیست در واقع مردم اون زمان بدون اینکه متوجه بشند به کائنات دستور چیزایی مثل آرامش روح می دادند و خیال می کردند کار اون سنگه ست !!!
|
|
| |||||||


۱۱ دی ـ۱۱ بهمن گارنت
۱۲بهمن ـ ۹ اسفند آمتیست
۱۰ اسفند ـ ۱۱فروردین آکوامارین
۱۲ فروردین ـ ۱۰ اردیبهشت الماس
۱۱ اردیبهشت ـ ۱۰ خرداد زمرد
۱۱ خرداد - ۹ تیر مروارید
۱۰ تیر ـ ۹ مرداد یاقوت سرخ
۱۰ مرداد ـ ۹ شهریور زبرجد
۱۰ شهریور ـ ۹ مهر یاقوت کبود
۱۰ مهر ـ ۹ آبان اپال
۱۰ آبان ـ ۹ آذر توپاز
۱۰ آذر ـ ۱۰ دی فیروزه
تهران-چهارراه استانبول-پاساژ پروانه-طبقه همکف-پلاک ۲۱۲ - رضا حسنیان
۰۲۱۳۳۹۶۰۳۴۵/۰۲۱۳۳۹۵۰۱۹۶/۰۹۱۲۲۸۸۹۸۰۶
خرید تهران و کرج:بوسیله ی پیک.در منزل.۰۹۱۲۶۲۳۵۱۹۱
خرید شهرستان:بانک ملی (سیبا) ۰۲۰۰۱۵۰۹۷۰۰۰۹
خرید اینترنتی: www.binabazar.com






